دکتر شريعتي : در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد.کاش ميشد لحظه اي ابله نبود ...! کاش ميشد...! و چه کم بودند آنهايي که اين کاش را حقيقت يافتند... و چه کم خواهند بود........ اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت. اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند وزنده نگه داشت.
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:35  توسط مهران
|
حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما
افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او
را بيآبي معرفي كردند ...
دکتر علي شريعتي
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 16:37  توسط برفی
|
+ خیلی سخته؛ واقعا سخته! مگه نه؟
- آره
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:42  توسط برفی
|
بعضی وقتها آنقدر تنهام که هر ثانیه برام شبیه طولانی ترین سال کبیسه میشه
بعضی وقتها هم اونقدر امیدوار میشم که تو مقیاس من هر ساعت بیشتر از یه لحظه ی کوتاه نیست
از دروغ هاش خسته شدم
تیک تاکش برام حکم صدای پای سربازایی رو داره که دارن از یک نظامی دستور میگیرن
یه تصمیم بزرگ گرفتم
از این به بعد احساساتم و واقعیت هام آهنگ تیک تاک زندگی منو خواهند نواخت!
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 2:46  توسط برفی
|
ته سیگارهای ماتیکی را
قاطی برگ ها
سر در گم میکند باد...
تو از کدام سمت سوخته ای؟!
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:47  توسط مهران
|