تبليغاتX
زاویه نشینان
شعرها و شعارهایی از فرشتگان تنهایی
چقدر ساکتی و من چقدر حرف زدم,دلم گرفت

تو سیگار می کشی یا نه؟!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط کیوان  | 

يه جورايي دارم يه مرحله ي جديد از زندگيم رو تجربه ميكنم.
امشب عكسي ديدم كه كاملا توصيف كننده ي شرايط من بود اما به دلايل امنيتي نمي تونستم بذارم اينجا تا عمق فاجعه رو درك كنين!
مفهومش اين بود
وقتي فكر ميكني اوضاع خيلي داغونه
به ياد داشته باش اوضاع از اون چه هست ميتونه بدتر بشه!
اين روزا خبر و اتفاق بد برام عادي شده!
اين روزا خنده برام يه چيز دست نيافتني شده
شايد نمك زندگيم زيادي زياد شده
بتركه چشم حسودا كه هي چپ رفتن و راست اومدن ، چشم كردن
راستي واقعا خدا وجود داره؟
وجود داره؟
به نظرتون اين دنيا بهتره يا اون ور؟!
نميدونين چه جوري ميشه از سربازي معاف شم؟
چرا بعضي وقتا اين قد از سكوت رنج ميبرم؟
و ...
مهم اينه كه تنوع تو زندگيم به وجود اومده!
مرده شور هر جور تنوعه ببرن!
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 2:41  توسط برفی  | 

سلام
من معمولا هر وقت حالم گرفتس يا زندگي بهم فشار مياره ميام اينجا يا توي سرزمين پست ميزنم! امشب حس پست زدن داشتم. اما اين دفعه حالم نه تنها بد نيست، بلكه خيلي هم خوبم!
بعد از حدود چهل و خورده اي ساعت كار مداوم و بيدار خوابي كشيدن بالاخره تموم شد! يه فروم بود كه كيوان ميگه فعلا تابلو نكن! خداييش تا حالا روي هيچ پروژه اي تا اين حد وقت نذاشته بودم. يه حس رضايت خاصي از خودم دارم. امشب يه اتفاق ديگه هم افتاد! ركورد خودم رو توي كانكت بودن زدم! الان كه فك مي كنم ميبينم اصلا حاليم نشده كه 14 ساعت و 26 دقيقه پاي نت نشستم و كار كردم!
راستي اين دفعه هم مثه هميشه امضام رو توي فروم اين گذاشتم:

ديوارها چقدر به من تكيه مي دهند
تو هر چه باشي از در و ديوار بهتري
+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 2:3  توسط برفی  |