تبليغاتX
زاویه نشینان
شعرها و شعارهایی از فرشتگان تنهایی
لیک قلب ما چشم اسفندیار است؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:21  توسط برفی  | 

وبلاگ خودمه! دوست دارم پست الکی بزنم! مشکلیه؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 22:47  توسط برفی  | 

اصلاً نمی‌شد که بگویم
دوستت دارم
اما گفتم.

گفتم :

- دسته کلیدت یادت نرود.
- پله‌ها لیزند .
- باید مراقب باشی.
- صبر کن تا چراغ قرمز
سبز شود ...

سیما یاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 18:22  توسط برفی  | 

اصرار نکن
نوشتنم نمیاد!
فقط دارم به این فک میکنم آدمایی که رو زمین زندگی میکنن چرا میگن آسمون همه جا همین رنگیه؟!
تازه اگه باشه!
...
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 3:21  توسط برفی  | 

چرا نمیگذره؟!

واقعا بعضی وقت ها زمان معنای خودش رو گم میکنه

و تو تنها کاری که میتونی بکنی سکوته

شاید این یک قانونه

و این منم که معنای زمان رو گم میکنم


+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 22:7  توسط برفی  | 

اگر مرا دوست نداشته باشی
دراز می‌کشم و می‌میرم
مرگ
نه سفری بی‌بازگشت است
و نه ناگهان محوشدن
مرگ
دوست‌نداشتن توست
درست
آن موقع که باید دوست بداری

از کتاب "پایین‌آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی"

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 16:55  توسط برفی  | 

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ

سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم؛ پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است

(سوره مومن، آیه 14)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 1:50  توسط برفی  |