تبليغاتX
زاویه نشینان -
شعرها و شعارهایی از فرشتگان تنهایی
سلام.بازم اعصابم داغونه.اصلا روز خوش به ما نیومده!!!اگه خیلی وقت نبود که پست نزاشته بودم اصلا طرف کامپیوتر نمیومدم!!!!

 

رود عزیز

آن روز که تازه از کوهستان آمده بودی

وهنگام پیچیدن پشت تپه ای یکدیگر را دیدیم

آن روز را تو به خاطر سپرده ای واینک تو به اقیانوس پیوسته ای

یا در پهنه خاک آهسته و آرام فرو رفته ای

ومن نیز چند بار دیگر به ابدیت سفری کرده ام

واینک تو رود دیگری هستی

و من مرد دیگری

ولی باز یکدیگر را دوست داریم

و دوستی ما

از خاطره عشق آن روز

توانگر است...

احساس خسته بودن دارم.از خودم از دنیا از تو!!!!

پس برویم و بخوابیم تا کارها درست شود!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 18:10  توسط کیوان  |