مدتي گذشت ...
گفتم حتما دلش برايم تنگ شده است!!!
آه چه خوشبختم!!!
مدتي ديگر گذشت...
مطمئن شدم که فراموشم کرده است.
و اين همه ي خوش بختي من است...
اینو تو مرداد امسال نوشته بودم، توی سکو! سکویی که دیگه ماله من نیست. سکو رو دادم تا یادم بره چقدر تنهام. تنهایی آدمها رو لحظه ها می سازند! شاید بعضی آدما در ظاهر تنها نباشن اما در باطن تنها تر از اونها وجود نداشته باشه! شاید هم برعکس!
این چیزایی که می نویسم حاصل لحظه هاست. اینو واسه این میگم که من هر وقت احساس ... میکنم ؛ مینویسم! این خیلی بده؛ چون از من تصویر آدمی رو میسازه که همش تو اون حال و هواس! اینا رو میگم که بدونین و یه وقت اشتباهی برداشت نکنین.
اگه الان دارم مینویسم به خاطر اینه که خوابش رو دیدم . بد جوری تو فکرم! ای کاش می شد فقط برای چند لحظه؛ فقط برای چند لحظه زبون و جرات کیوان رو غرض می گرفتم و بهش می گفتم!
چشمانم بسته است
تو را می بینم
دنیایی که تعبیر رویاهای من است
می گویی؛
می شنوم!
می گویم؛
نگاهم میکنی!
انگار می دانی!
باز هم می گویم
از رویا هایم می گویم
از رویایی ترین رویا هایم میگویم
اما هر چه تلاش می کنم
زیباترین رویایم بر زبان جاری نمی شود
می ترسم!
مرا جرات گفتن نیست
چگونه بگویم که زیبا ترین رویای من تو هستی
با تو تنهایی هایم را به باد سپرده ام
من زاده ی طوفانم
اما؛
مرا طاقت طوفان نیست
می روی
بی آنکه گفته باشم!
چشمانم را می گشایم
هیچ نیست!
سقف سفید اتاقم را میبینم
نور خورشید بی اجازه قدم به دنیای سیاه من گذاشته است
چشمانم را می بندم
تاشاید بگویم
اما ...!
تیک تاک ساعت در گوشم فریاد میزند
انگار تمام صدا های دنیا در اتاق من جمع شده اند
احساس میکنم پلک هایم داغ شده است
چیزی از درونم فریاد میزند
فقط یک رویا بود!
یک رویا!!!
آدم وقتی امیدش کم رنگ تره خیلی راحت تر زندگی می کنه! منم امیدم هر روز کم رنگ تر از دیروزم میشه. شاید برای همه این جوری بهتر باشه! شاید این چیزیه که اون و بقیه می خوان! شاید این همون چیزیه که باید خودم بفهمم! اما اینو خوب فهمیدم که آدما زنده ان تا با رویا هاشون زندگی کنن. حالا این رویا ها هر چیزی می تونه باشه!
زندگی توی تنهایی جرات میخواد. من جرات تنها موندن رو دارم! چون وقتی تو این دنیا تنها می شی ؛ کسی سراغت میاد که نمی تونم توصیفش کنم! اون هیچی نمی گه اما من خودم تمام حرف هاش رو میخونم! پس اگه تنهای تنهای تنها هم بمونم ، بازم تنها نیستم! اون میگه نذار رویاهات بمیرن! اینه اون چیزی که نمی زاره امید و آرزو هام خشک شه! اینه همون چیزی که به من میگه زندگی کن!
می دونم زندگی چه بی تو، چه با تو میگذره. اما ....
به قول مصدق:
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی : هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه ی این هرگز کشت.......
پست من تا این جا بود اما اینقد اعصابم از دست اینا خورده که ............
گفتم بنویسم شاید آروم تر شم.
مرگ بر هر کسی که می خواد رسم و رسوم ایرانی رو از بین ببره
مرگ بر هر کسی که می خواد رسم و رسوم ایرانی رو از بین ببره
مرگ بر هر کسی که می خواد رسم و رسوم ایرانی رو از بین ببره
اگه اونا فیلم 300 رو می سازن خیالی نیست، ایرانی نیستن. آخه شماها که ایرانی هستید چرا؟؟
آه ای کوروش؛ آه ای داریوش؛ کجایید تا ببینید با تمدن...........
اینو می نویسم تا ایران پرستی رو ببینید. شاید وقته خجالت کشیدن باشه
"فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاک بسپارند تا
اجزائ بدنم ذرات خاک ايران را تشکيل دهد "
پادشاه کوروش کبیر
پ.ن: این آخرش خیلی حذفیات داره؛ آخه اصلا حوصله ی دردسر ندارم! وقتشه یه کم فکر کنیم!!! آهای مجسمه های متحرک؛ شماها رو دارن زندگی می کنن، نمی خواین بفهمین؟؟؟
پ.ن: شاید یه روز وصیت نامه ی داریوش رو گذاشتم تا بدونین داریوش در 2500 سال پیش که 25 کشور جزو شاهنشاهی ایران بودند چگونه عادلانه و دلسوزانه بر مردمش حکومت میکرد. بد نیست بدونین که حمله خشایار شاه به یونان(موضوع فیلم 300) ،وصیت داریوش کبیر بوده. اگه خودمون فیلمش رو می ساختیم شاید این قد تاریخ تحریف نمی شد.