تبليغاتX
زاویه نشینان - سال نو
شعرها و شعارهایی از فرشتگان تنهایی

ای بابا

باز من دلم گرفت اومدم بنویسم!

خوب چیزیه این وبلاگ هاااااا:D  .امروز خونه مهدی پلاس بودیم و داشتیم فیلم آتش بس رو نیگا می کردیم. تو حال و هوای آخرای فیلم کیوان یه حرف با حالی زد، گفت تا یکی پیشته حالیت نیست خوش بختی همونیه که کنارته! همین که بره می فهمی خوشبختیت هم رفته و از این حرفا. منم به حرفاش گوش می کردم. یه نگا کرد به مهدی. انگار می خواست مهدی تاییدش کنه؛ بعد نگا کرد به من ؛ تا رفتم تاییدش کنم زاررررررررت گذاشت تو حالم!!!یهو گفت تو اصلا احساس حالیت میشه؟؟ بعدشم زد زیر خنده! راس می گفت! من در مقابل اون دوتا هیچی حالیم نمی شد  .منم زدم زیر خنده!

راستی سلام!

چه طورین؟

سال نوتون مبارک! ایشالا صد و بیست ساله شین!!؟؟؟

حوصله نوشتن از دل تنگی ها رو ندارم! بسه دیگه!!! زندگیمون دل تنگیه حالیمون نیست!؟

خداییش زندگیمون طنزه! منتهی ما همش اون قسمتای تلخش رو می گیم و بزرگ می کنیم. الان که دارم مینویسم هیچ موضوع خاصی تو ذهنم نیست!!!

می خوام یه شعر واستون از حمید جونم (حمید مصدق  ) بذارم! بد قشنگه هااااااا. بخونین و حالشو ببرین.

 

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری؟

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا

زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی...

امیدوارم سال نو ،سال رسیدن به رویاهایی باشه که قشنگی شون آتیش به دامن کسی نزنه!!!؟؟؟ بذاریم آرزو هامون واسه ی همه قشنگ باشن!!

فعلا!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 1:50  توسط برفی  |