سلام دوستان. اول از همه باید به مسعود عزیز تولدش رو با تاخیر تبریک بگم. مسعود جان تولدت مبارک. خیلی وقت بود نبودم، با دو تا شعر برگشتم. شعرایی که فکر میکنم خوندنشون خالی از لطف نیست
اگر میدانستم،
بهشتم را میگیرند،
هیچگاه بر سیب ِ سرخ ِ تنت لب نمیآلودم!
و من آلودم،
آلودم،
آلودم...
اگر میدانستم،
آدمم را میبرند،
بیآنکه بگویند به کدامین زمین،
هیچگاه تن ِ گندمیام را به تو نمیبخشیدم!
و من بخشیدم،
بخشیدم،
بخشیدم...
دیرگاهی است عزم ِ زمین کردهام،
تا بیابم تو را،
و باز،
ببخشم و بیالایم؛
که با تو هر زمینی، بهشتِ من است...!
این هم تقدیم به مسعود عزیزم:
ای دوست!
این روزها با هر که دوست می شویم
احساس می کنیم آنقدر دوست بوده ایم
که وقت خیانت است...
+
نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 23:40  توسط
|